شمس الدين حافظ
618
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
534 - « گوشهء چشم » روزگاريست كه ما را نگران مىدارى * مخلصان را نه به وضعِ دگران مىدارى گوشهء چشمِ رضايى به مَنَت باز نشد * اينچنين عزّتِ صاحبنظران مىدارى ؟ تا صبا بر گل و بلبل ورق حُسن تو خواند * همه را نعرهزنان جامهدران مىدارى ساعد آن بِه كه بپوشى تو ، چو از بهر نگار * دست در خونِ دلِ پرهنران مىدارى اى كه در دلقِ مُلَمَّع طلبى ذوق حضور * چشمِ سرّى عجب از بىخبران مىدارى گوهرِ جامِ جم از كانِ جهانى دگر است * تو تمنّا ز گِلِ كوزهگران مىدارى نرگس باغ نظر چون تويى اى چشم و چراغ * سر چرا بر من دلخسته گران مىدارى پدر تجربه ، اى دل تويى ، آخر ز چه روى * طمعِ مهر و وفا زين پسران مىدارى ؟ گرچه رندى و خرابى گنهِ ماست ، همه * عاشقى گفت كه تو بنده بر آن مىدارى مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ * چه توقّع ز جهانِ گذران مىدارى ؟ * توضيحات : نگران ( مشوش - پريشان ) مخلصان ( عاشقان ) نه به وضع دگران مىدارى ( مانند ديگران به آنها لطف ندارى ) رضا ( خشنودى ) صاحبنظران ( عاشقان ) معنى بيت ( 3 ) ( به محض آنكه باد نسيم صبا داستان زيبايى ترا بر گل و بلبل تعريف كرد ، بلبل فرياد كرد و گل لباس خود را از عشق تو پاره كرد ) معنى بيت ( 4 ) ( بهتر است ساعد را بپوشى تا ندانند تو عاشقكش هستى زيرا به جاى حنا پنجه در خون عاشقان باهنر كردهاى ) معنى بيت ( 5 ) ( اى كسى كه در لباس رنگارنگ رياى صوفيانه حضور دل و جمعيت خاطر مىخواهى ، عجبا مگر ممكن است اين رياكاران ، ذوق حضور باطن داشته باشند ) معنى بيت ( 7 ) ( اى موجب روشنايى و بينايى ، اى يار كه نرگس باغ نظرگاه هستى پس چرا به من دل زخم و عاشق نظرى نمىكنى ) جام جهانبين ( سرشت دل عارف و مرشد ) معنى بيت ( 10 ) ( اى حافظ ، روز خوشى را با سرزنش سپرى مكن ، از اين جهان فانى انتظار وفادارى نداشته باش ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 6 و 8 و 9 به ترتيب فرمايد : ( جوهر جام جهانبين كه همان مرشد و عارف دريادل است از معدن جهان ماده نمىباشد بلكه از جهان معنى است ، پس تو از وجود مادى مدعيان ارشاد و راهنمايى خلق كه دام ريا پهن كردهاند ، نمىتوانى اميد روشنايى داشته باشى ) ( اى دل ، تو خود چندان آزموده شدى كه ترا پدر و مربى هر امتحانى مىدانم ، بارى چرا از جوانان كمتجربه اميد وفادارى ) ( هرچند وارستگى و قلندرى و ترك خودپرستى را جرم ما توان دانست اما عاشقى مىگفت كه گرفتاران عشق را بر آن وامىدارى ) تفسير نيت شماست . 2 - پدر و مادر سخت از رفتار شما آزردهخاطرند و اصولا نگران زندگى و آينده شما مىباشند ، چون متأسفانه تجربههاى گذشته درسى براى جنابعالى نشده است ، آخر چه موقع مىخواهيد خودتان باشيد و از انديشه و اراده و فعاليت خود بهره بگيريد ، همه نگرانند كه فرصت از كف برود ، لازم است نسبت به انتخاب دوستان و اطرافيان خود دقّت بيشترى كنيد و ساختمان زندگى خود را از نو بسازيد . 3 - اين نيت با كار و فعاليت و تلاش امكانپذير مىگردد و گرنه عملى نخواهد شد ، نبايد دست روى دست گذاشت بلكه بايد اقدام كرد و بهرهگيرى از افراد باتجربه و پذيرفتن نصايح پدر و مادر لازم است ، پس اقدام كنيد ، پيروز مىشويد و ترديد را از دل خارج سازيد . 4 - عزيزم : با توجه به بيتهاى اين غزل به شما توصيه مىكنم از رنگهاى سفيد و ليمويى استفاده كنيد كه باوقار و متانت و شكوه شما هم آهنگى داشته باشد ، از پاكيزگى و نظم لذت مىبريد و از افرادى هستيد كه به ديگران خدمت مىكنند و احساس عاطفى قوى دارند ، به زندگى خود افتخار مىكنيد و نسبت به فاميل احساس عالى داريد .